|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:40 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:7 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:18 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
آيين نامه اجرايي ماده 189 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
ماده 1: تشكيل شورا ماده 2:افتخاري بودن عضويت
1-شورا از سه عضو تشكيل مي شود. يك نفر به انتخاب قوه قضائيه به عنوان رئيس شورا و يك نفر با انتخاب شوراي شهر يا بخش يا روستاي مربوط حسب مورد و يك نفر معتمد محل توسط هيأتي مركب از رئيس حوزه قضايي، فرماندار، فرمانده نيروي انتظامي و امام جمعه و در صورت نبودن امام جمعه، روحاني برجسته محل براي مدت سه سال انتخاب مي شوند. جلسات هيئت مذكور به دعوت رئيس حوزه قضايي تشكيل و راي اكثريت در انتخاب معتبر است. ماده 5:شرايط عضويت ماده 6:سمت هاي شغلي مانع از عضويت ماده 7:حدود صلاحيت ماده 8: شروع به رسيدگي ماده 10: تشريفات رسيدگي و مجاني بودن اقدامات ماده 11: انجام تحقيقات ماده 12: تكليف ادارات و ضابطان دادگستري در همكاري ماده 13: در خواست مشاور ماده 14: سعي در سازش ماده 15: تعيين تكليف پرونده هاي خارج از صلاحيت ماده16: صدور راي ماده17: اصلاح راي ماده18: اعتراض به رأي ماده19: اجراي آرا ماده20:رعايت مقررات داوري ماده21: تامين و تجهيز لوازم و امكانات ماده 22: نظارت دادگستري ماده 23: اداره كل امور شوراها |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 20:6 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
نویسنده:دکتر خیراللهی چكيده: آنچه که ميان فقها در اعصار کنونی از فتاوای مشهور محسوب مي شود،اين است که زوجه نه از عين زمين ارث مي برد ونه از قيمت آن، نويسندگان قانون مدنی نيز در هنگام تدوين, بر اين نظريه توجه نموده و در ماده 946چنين مرقوم داشتند:زوج از تمام اموال زوجه ارث مي برد وليکن زوجه از اموال ذيل :1- از اموال منقوله از هر قبيل که باشد 2- از ابنيه و اشجار. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:45 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:26 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 21:37 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
با کلیک برروی این بخش می توانید از گالری ارزشمند تصاویر بهره مند گردیدماربین |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 16:52 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
تو اي سلمان، الا اي نامسلماني كه از اسلام مي گويي براي لقمه ي ناني از اين ره چاره مي جويي چرا ضد مسلماني، چرا چرا بر ضد قرآني و تــــو اي وارث افــــكار شيــــطاني نگـــــو، نگـــــو، نگـــــو نامرد بي انصاف نگـــــو ديگر از اســلامـم، كه من فردي مسلمانم و من يك عاشقم، عاشق آيات قرآنم بله من عاشق آيات قرآنم من از مهد دليرانم، من از آن دسته شيرانم كه مرد گوي و ميدانم براي دين و ايمانم فدا مي سازم اين جانم اگر مردي و بي باكي، اگر درويشي و خاكي اگر دور از زنا هستي، اگر تو نطفه پاكي نگـــــو، نگـــــو، نگـــــو نامرد بي انصاف نگـــــو ديگر از اســلامـم، كه من فردي مسلمانم و من يك عاشقم، عاشق آيات قرآنم بله من عاشق آيات قرآنم قسم به دين و ايمانم كه من انجيل مي دانم قسم به نور چشمانم كه من تورات مي خوانم قسم به خاك ايرانم، كه من فردي مسلمانم و من يك عاشقم، من عاشق آيات قرآنم بله من عاشق آيات قرآنم مگر قرآن چه مي گويد: به جز عشق و فداكاري بجز راه صفا و دوري از ننگ و رياكاري بجز راه وفا و عشق مي خواند مگر قرآن چه مي گويد كه تو بي شرم اينگونه از اسلامم سخن مي گويي نگـــــو، نگـــــو، نگـــــو نامرد بي انصاف نگو ديگر از اسلامم كه من فردي مسلمانم و من يك عاشقم، عاشق آيات قرآنم بله من عاشق آيات قرآنم
اگر عمري به ناداني تو با افكار شيطاني تمام كوشش خود بي ثمر كردي اگر عمري به ناداني تو با افكار شيطاني تو ساعات قشنگ زندگاني را هدر كردي به قرآن چه، به اسلام چه، به آيين چه و به دين چه كه تو بي شرم اينگونه از اسلامم سخن مي گويي نگو ديگر از اسلامم كه من فردي مسلمانم و من يك عاشقم، عاشق آيات قرآنم بله من عاشق آيات قرآنم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 12:42 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی که از تو جداشم روز مرگ خنده هامه روز تنهایی دستام فصل سرد گریه هامه توی اون کوچه غمگین جای پاهای تو مونده هنوزم اون بید مجنون عکس قلبت رو پوشونده بعد تو گریه رفیقم غم تو داده فریبم حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم تو با خوشحالی و امید منو تنهایی و حسرت تو تو باغ پر از گل من یکی ای تو شهر غربت روح من همسفر غم توی شهر غصه پوسید قلب من همراه قلبت پاکو غمگنانه کوچید بعد تو گریه رفیقم غم تو داده فریبم حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم روزی که از تو جداشم روز مرگ خنده هامه روز تنهایی دستام فصل سرد گریه هامه توی اون کوچه غمگین جای پاهای تو مونده هنوزم اون بید مجنون عکس قلبت رو پوشونده بعد تو گریه رفیقم غم تو داده فریبم حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم روزی که از تو جداشم روز مرگ خنده هامه روز تنهایی دستام فصل سرد گریه هامه توی اون کوچه غمگین جای پاهای تو مونده هنوزم اون بید مجنون عکس قلبت رو پوشونده بعد تو گریه رفیقم غم تو داده فریبم حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم تو با خوشحالی و امید منو تنهایی و حسرت تو تو باغ پر از گل من یکی ای تو شهر غربت روح من همسفر غم توی شهر غصه پوسید قلب من همراه قلبت پاکو غمگنانه کوچید بعد تو گریه رفیقم غم تو داده فریبم حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 20:2 توسط رضا
|
|
||